مگر چه می خواهم از وطن؟
جز لقمهای نان و خیالی آسوده
چه میخواهم؟
جز تکهای آفتاب و
بارانی که آهسته ببارد.
جز پنجرهای که
رو به عشق و آزادی گشوده شود.
مگر چه خواستم از وطن
که از من دریغش کردند ..
آه ای میهن مغموم
وطنِ از پا افتاده!
بدرود، بدرود..
برچسب:
نویسنده: کامیار میرزایی